انتخاب زبان
fa to en

Select your language

English  پارسی 

نخست
 
خبرنامه
 

لينكستان
 
صفحات اضافي
 
موضوعات
 
آخرين نظرات دوستان
 
محبوب ترين ارسالها
 
پشتیبان و طراح
 
تبلیغات
ADS

تصاوير تصادفي از گالري سايت
 

نويسندگان
 
اعضا
 
كاربر مهمان خوش آمديد!
عضويت در سايت
كلمه عبور را فراموش كرده ام
نام کاربری
کلمه عبور
شمارنده
 
 امروز : 956
دیروز : 891
ماه : 18433
ماه قبل : 35575
سال : 127360
سال قبل : 42499
کل : 169860
اطلاعات سايت:
اخبار :798
  نظرات : 44
خروجي rss
كاربران:
اعضا : 27
  كاربران آنلاين : 10
كد و لوگوي سايت
 

كد لوگوي سايت
شهرستان رشتخوار

دوستان و شهرستان
 

http://www.roshtkhar.ir/uploads/Logo-ADS-PSD.gif
پر بازديد ترين اخبار
 
پشتيبان آنلاين
 

نظرسنجی
 

  فعالیت سایت چگونه است؟

  • خیلی خوب
  • خوب
  • ضعیف
  • خیلی ضعیف
Ajax Loader

بسم الله الرحمن الرحيم

*****ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است *** ما بر آنیم که این ذکر جهانی بشود.  *** اللهم عجلولیک الفرج  *** ضمن توجه به آزادي بيان و قلم اين سايت با در نظر گرفتن قوانين جمهوري اسلامي ايران فعاليت ميكند مديران سايت رشتخوار آي آر          

محصولات سایت رشتخوار
تبلیغات
http://delbede.com/up/baner/upload.gif

صوت روز

یا حضرت عباس(ع)

پایگاه اینترنتی حضرت اباالفضل العباس (ع) افتتاح شد.

دوستان علاقه مند جهت فعالیت در این پایگاه معنوی به جمع ما بپیوندید

و در پایگاه عضو شوید.

آدرس: http://yaabas.ir


غلامعباس توسلی ، بازدید  172  بار

 غلامعباس توسلی در ۱ خرداد ۱۳۱۴ در رشتخوار و در خانواده‌ای از طبقه متوسط متولد شد.


پدرش ملااحمد توسلی را در یازده‌سالگی از دست داد.


 وی از سن شش سالگی وارد مكتبخانه شد و آموختن قرآن و فارسی را تا فراگیری آثار سعدی، حافظ، عربی را در حد نصاب، جامع‌المقدمات و صمدیه ادامه داد. پس از فوت پدر وارد مدارس جدید شد و مستقیما در كلاس چهارم ابتدایی دبستان طغرایی رشتخوار پذیرفته شد و بعد نیز در دبیرستان قطب‌الدین حیدر در تربت حیدریه تحصیلات خود را ادامه داد. او با گذراندن امتحان ورودی وارد دانشسرای عالی تهران شد. وی  همزمان در سه رشته زبان فرانسه، ادبیات و فلسفه قبول شد. اما چون در كنكور زبان و ادبیات فرانسه اول شده بود بالاجبار در آن رشته مشغول تحصیل شد. اما هم‌زمان با ورود او به این رشته، جایگاه زبان فرانسه متزلزل شد و او نیز مطالعه انگلیسی را در كنار فرانسه آغاز كرد. در دوره كارشناسی دانشسرای عالی نیز حائز رتبه اول شد و علاوه بر دریافت مدال فرهنگ با پایه دبیری به استخدام همان مؤسسه درآمد. از هم دوره‌ها و دوستان این دوره توسلی، محمدعلی رجایی، باقر پرهام و داور شیخاوندی را می‌توان نام برد و علی شریعتی و حسن حبیبی نیز با او هم دوره بودند. او با استفاده از امتیاز شاگردان رتبه اول و پس از یك‌سال تدریس در دانشسرای عالی تهران به اروپا اعزام شد و تحصیلات خود را در دانشگاه پاریس ادامه داد و در آنجا تصمیم گرفت جامعه‌شناسی بخواند. در آن زمان در فرانسه جامعه‌شناسی به تازگی از فلسفه جدا شده بود و اساتید بنامی در دانشگاه‌های آنجا مشغول تحصیل بودند. عنوان رساله اصلی او «جامعه سنتی ایران از دید اروپاییان: مقایسه دیدگاه انگلیسی‌ها و فرانسویان» و رساله فرعی «صنایع دستی ایران و جنبه‌های روان‌شناسی اجتماعی آن» بود. رساله اصلی با كمك مالی مركز تحقیقات علمی فرانسه قبل از دفاع به چاپ رسید. توسلی در تابستان ۱۳۴۵ به ایران بازگشت و تدریس خود را با سمت استادیاری از سر گرفت. وی علاوه بر تدریس در دانشسرا از همان آغاز ورود در بخش مطالعات شهری موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران نیز به تحقیق پرداخت و در مطالعات اقتصادی و جامعه‌شناختی و طرح‌های جامع شهری ازجمله طرح جامع تهران كه از سوی سازمان برنامه به موسسه واگذار شده بود و طرح جامع شیراز كه با همكاری دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران انجام می‌پذیرفت و همچنین طرح‌های جامع اراك و همدان و چند شهر دیگر شركت داشت و به صورت مستقل آنها را سرپرستی و تدوین می‌كرد. وی در آن دوره همچنین سرپرستی طرح ارزشیابی سواد توأم با حرفه را كه در اصفهان و دزفول به‌طور آزمایشی از سوی یونسكو و سازمان برنامه وارد تجربه عمل شده بود، برای ارزیابی و بازسازی در موسسه به عهده داشت. نتیجه این تحقیقات و مطالعات علاوه‌بر گزارش‌های علمی، پیشنهادهایی عملی برای چگونگی توسعه و رشد شهرها در آینده بود. توسلی سپس به درخواست دانشگاه ملی ایران، رشته جامعه‌شناسی را در دانشكده ادبیات آن دانشگاه پایه‌گذاری و برنامه‌ریزی كرد و به تدریس برخی دروس در آنجا پرداخت. در سال ۱۳۵۰ از دانشسرای عالی به دانشگاه تهران منتقل شد و یك‌سال بعد به دانشیاری ارتقا یافت. وی یك سال بعد از آن به سمت مدیرگروه جامعه‌‏شناسی انتخاب شد. در سال ۱۳۶۴ مجددا به‌عنوان مدیرگروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران انتخاب و یك سال بعد نیز به سمت ریاست دانشكده منصوب شد. او همچنین در ایجاد دوره دكتری در دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی نقش بسزایی بر عهده داشته است. با وی درمورد جامعه‌شناسی در ایران گفت‌وگو كرده‌ایم.
     
شما بعد از مرحوم دكتر صدیقی به نوعی می‌توان گفت كه متولی جامعه‌شناسی در ایران بوده‌اید. این رشته را در چندین دانشگاه راه‌اندازی كرده‌اید و خلاصه حق آب و گل دارید.
من از سال ۱۳۳۸ تا به امروز با جامعه‌شناسی در ایران زندگی كرده‌ام. از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۸۶ نیز در دانشگاه تهران مشغول تدریس و تحقیق بوده‌ام. وقتی من وارد دانشگاه شدم و قبل از اینكه «دانشكده علوم اجتماعی» در سال ۱۳۵۰ تشكیل شود، گروه جامعه‌شناسی در «دانشكده ادبیات و علوم انسانی» به محصلین مدرك لیسانس می‌داد و در مرتبه عالی‌تر «موسسه تحقیقات اجتماعی» مدرك فوق‌لیسانس اعطا می‌كرد. آن زمان از مدرك دكتری نیز خبری نبود. ما همه از فرانسه دكتری گرفته بودیم. اما همانطور كه گفتم در سال ۱۳۵۰ از ادغام گروه «جامعه‌شناسی دانشكده ادبیات و علوم انسانی»، «موسسه تحقیقات اجتماعی» و همچنین «موسسه مطالعات و تحقیقات تعاونی»؛ «دانشكده علوم اجتماعی» در دانشگاه تهران تاسیس شد كه مدرك دكتری نیز به محصلین اعطا می‌كرد. یك سال پس از تاسیس دانشكده علوم اجتماعی، یعنی در سال ۱۳۵۱، دكتر صدیقی بازنشسته شد و من به جای ایشان به‌عنوان مدیرگروه دانشكده انتخاب شدم. تا سال ۱۳۵۷ مدیرگروه بودم و بعد از انقلاب در كنار كارهای تدریس و تحقیق، كارهای اجرایی نیز داشتم تا اینكه در سال ۱۳۶۵ به سمت رئیس دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انتخاب و در سال ۱۳۸۶ با رتبه استادی بازنشسته شدم اما همچنان با جامعه‌شناسی زندگی می‌كنم.
اگر موافق باشید به جامعه‌شناسی در ایران بپردازیم. شما از زمان تاسیس دانشكده علوم اجتماعی، عضو هیات علمی آن بودید. دكتریتان را نیز در فرانسه گذراندید. در وهله اول می‌خواستم بدانم كه تفاوت جامعه‌شناسی آكادمیك در ایران و فرانسه چه بود؟
ببینید! دامنه این بحث بسیار گسترده است و به مسائل تئوریك و روش‌شناسانه و... باز می‌گردد. آنچه می‌توانم بگویم این است كه اروپائیان علوم را بسیار پیش‌تر از ما كشف كردند و به كار گرفتند. اروپائیان مطالعات زیادی روی اهالی آفریقا و استرالیا و آلاسكا انجام دادند. ما خیلی دیر این كار را شروع كردیم. ما یك دوره قبل از انقلاب اسلامی را در ایران داریم كه پایه‌های جامعه‌شناسی گذاشته می‌شود. اما با یك ركود مواجه شد. دانشكده علوم اجتماعی نیز چندان به دنبال پژوهش نرفت. البته این آفت تمام علوم در ایران است كه جنبه آموزشی آن بر جنبه پژوهشی آن غلبه دارد.
فكر نمی‌كنید كه جامعه‌شناسان در ایران بیش از حد به مباحث نظری پرداخته‌اند و به هیچ‌وجه مطالعات پژوهشی در زمینه‌های اجتماعی جامعه ایران را جدی نگرفته اند؟
البته هر علمی دارای جنبه نظری است و اصولا بدون نظریه نمی‌توان كاری از پیش برد. شما علم اقتصاد را نیز كه یكی از علوم اجتماعی است در نظر بیاورید، به همین گونه است.
منظورم این است كه جامعه‌شناسان در ایران به خود مشغول هستند. در یك نگاه كلی می‌توان این نكته را دریافت كه جامعه‌شناسان بیشتر مشغول نوشتن مقالات نظری و راهنمایی پایان‌نامه و امور داخلی دانشكده هستند. از این جهت ما نمی‌توانیم سهم زیادی را برای جامعه‌شناسی در میان علوم انسانی قائل باشیم. اگر قائل به امری به نام جامعه باشیم، جامعه‌شناسی در ایران هیچ كوشش و نتیجه‌ای برای شناخت آن به دست نداده و بیشتر وقت خود را مصروف خواندن از روی دست غربی‌ها كرده است. شما با این مطلب موافق هستید؟
ببینید! تمام این مقالات و پایان‌نامه‌ها كه در خلاء انجام نمی‌گیرد. اینها دوباره به جامعه‌شناسی باز می‌گردد. اگر همان مقالات نظری كه شما می‌گویید، پرسش و تئوری داشته باشد، یك كار علمی است كه اگر درست انجام بگیرد می‌تواند جواب سوالات را بدهد. در ضمن در علوم اجتماعی نباید عجله كرد. در ایران البته بیشتر معلم جامعه‌شناسی تربیت شده است تا جامعه‌شناس. نگاه حكومتی هم كه وجود داشته این بوده است كه علوم طبیعی بودجه می‌خواهد و علوم اجتماعی نیازی به بودجه پژوهشی به آن صورت ندارد، در حالیكه این تصور نیز اشتباه است. همه این عوامل را باید در نظر گرفت. بالاخره جامعه‌شناسی جوان‌ترین رشته علوم انسانی است.
مسائلی كه شما ذكر كردید درست است ولی به نظر می‌رسد كه در جامعه‌شناسی اوضاع بحرانی‌تر از این توجیهات باشد. برخی از همكاران شما در آخرین جلسه انجمن جامعه‌شناسی بر آن بودند كه كسانی كه وارد هیات علمی دانشكده علوم اجتماعی می‌شوند، جایگاه خود را نمی‌شناسند و یا دانشجویانی كه جامعه‌شناسی را انتخاب می‌كنند، هیچ آگاهی‌ای به آن ندارند. اینها همه نشان می‌دهد كه تاكنون كار اساسی در...
اگر بخواهید اینگونه بگویید در همه رشته‌ها این مسائل وجود دارد.
خیر اینگونه نیست! كسی كه دغدغه هستی و وجود دارد، فلسفه می‌خواند. كسی كه اجتماع مدنی و سیاسی برایش اهمیت داشته باشد، اندیشه سیاسی می‌خواند. كسی كه می‌خواهد به اسرار بدن انسان آگاهی یابد، پزشكی می‌خواند. اما چه كسی و چرا باید جامعه‌شناسی بخواند؟ آقای دكتر قبول بفرمائید كه در ایران این حدود مشخص نیست و جامعه‌شناسان مسوول هستند.
من قبول ندارم. به نظر من خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. من خودم دو سال در فرانسه سر كلاس جامعه‌شناسی می‌رفتم، ولی نمی‌دانستم كه جامعه‌شناسی دقیقا چیست. علم جامعه‌شناسی در همه‌جا پیچیده است. چه فرانسه و چه در ایران...
چرا پیچیده است؟
چون زندگی اجتماعی پیچیده است. انسان موجود ساده‌ای نیست كه بتوان به سادگی آن را شناخت و درباره آن حكم كرد. انسان و زندگی اجتماعی‌اش پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.
خیلی جالب است آقای دكتر! این حرف‌ها را كه ناقدان جامعه‌شناسی می‌زنند.
شاید اینطور باشد، ولی من از منظر حكومتی در كشور خودمان می‌گویم. همه سیاستمداران انتظار این را دارند كه جامعه‌شناسان پاسخ همه مسائل اجتماعی را بدهند. در حالیكه جامعه‌شناسی محدودیت‌های مخصوص به خودش را دارد. نمی‌شود كه انتظار داشت هر مشكلی در كشور ایجاد شد، جامعه‌شناسی برای رفع آن پاسخ داشته باشد. یك مملكت زنده دارای جوش و خروش ۷۰ میلیونی، با این جمعیت شهرنشین و با این تغییر و تحولات عظیم را نمی‌توان به سادگی فهمید.
آقای دكتر! وقتی من می‌گویم جامعه‌شناسی در ایران ناموفق بوده است، سخنم ناظر بر اتخاذ یك دیدگاه مستقل در بیرون جامعه‌شناسی است. اصلا بگذارید درون پارادایم خود جامعه‌شناسی با شما صحبت كنم. یعنی می‌پذیریم كه جامعه‌شناسی یك علم است و توان دادن قوانینی برای اداره یك جامعه را دارد. تا اینجا را كه قبول دارید. حالا فرامرز رفیع‌پور می‌آید و می‌گوید كه در غرب جامعه‌شناسی برای حل مشكل جامعه آمده و در ایران برای ایجاد یك رشته در دانشگاه. این صراحت واقعا جای تاسف دارد.
اینها كه از هم جدا نیست. تا یك هارواردی وجود نداشته باشد كه یك جامعه‌شناسی آمریكایی به وجود نمی‌آید. باید دانشگاه وجود داشته باشد تا بتوان جامعه‌شناسی را تبیین و مشكلات جامعه را بررسی كرد. البته اینكه جامعه‌شناسی در دانشگاه به این وضعیت افتاده، به گمان من در اثر اشتباه دولت است. دولت می‌خواهد در نبود وضعیت اشتغال، جوانان را راهی دانشگاه كند. طبیعی است كه بسیاری به سمت علوم اجتماعی می‌آیند و در اینجا نیز جز آموزش چیز دیگری وجود ندارد. استادان تا می‌توانند كلاس می‌گیرند و باقی ساعت‌های آزادشان نیز به صورت حق‌التدریس فعالیت می‌كنند تا زندگی‌شان را بچرخانند. كسی به فكر مقاله و تحقیق نیست. پس دوباره به همین وضعیت گرفتار می‌شویم كه شما می‌گویید. كار به جایی رسیده كه اگر درس بدهید، می‌توانید زندگی خود را اداره كنید. اگر درس ندهید در اداره كردن زندگی خود درمی‌مانید. با تحقیق و پژوهش كه نمی‌شود الان زندگی كرد. اینها مستلزم یك دیدگاه صحیح و مهم‌تر از آن بودجه كافی است كه همانطور كه پیش‌تر گفتم در علوم اجتماعی مهیا نیست. پس با این امكانات نباید توقع زیادی از جامعه‌شناسی در ایران داشت. همیشه باید نسبت به امكانات، انتظار برداشت علمی داشت. از سوی دیگر یك جامعه‌شناسی كامل كه بتواند جواب همه مسائل در یك كشور توسعه نیافته را بدهد، اصلا وجود ندارد.
اینگونه كه ما متوجه نمی‌شویم بالاخره جامعه‌شناسی در ایران چیست و چه كرده است و یا اینكه چه باید بكند؟ اما به قول ملاصدرا هر چیزی را می‌توان از نقیض آن نیز شناخت! من اینگونه بحث را ادامه می‌دهم كه اگر همین فردا دانشكده علوم اجتماعی تعطیل شود، به جز بیكاری اساتید چه مساله‌ای پیش می‌آید و چه خلایی ممكن است اتفاق افتد؟
یك لطمه دویست ساله به كشور وارد می‌شود. این همه كار و تحقیقاتی كه انجام گرفته است، بی‌نتیجه می‌ماند و ما دچار ضرر می‌شویم. این همه سرمایه‌گذاری كه شده را نمی‌توان نادیده گرفت. این كتابخانه مجهز را چگونه می‌توان گفت باید تعطیل شود. بالاخره من خودم عضو هیات علمی همین دانشكده بوده‌ام، ۲۰ كتاب نوشتم، كلی سخنرانی و مصاحبه داشته‌ام، حتی برای نشریات عامه‌پسند مقاله نوشته‌ام، سفر رفته‌ام. اینها را كه نمی‌توان نادیده گرفت و گفت اثری نداشته است. قطعا به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم دارای اثر بوده است. اصلا همین دشمنی‌هایی كه با جامعه‌شناسی می‌شود، شما یقین داشته باشید به این سبب است كه تاثیرگذار بوده و كارگر افتاده است. مفهوم جامعه مدنی را در نظر آورید. اینها در جامعه‌شناسی كار و تبیین شد. حال چطور روی این همه تجربه و گذشته چشم بربندیم و بگوییم دانشكده را باید بست. همین دانشگاه‌هایی كه در اروپا وجود دارد نظیر سوربن و آكسفورد، سابقه در قرن ۱۱ میلادی دارند و از چنین پشتوانه‌ای برخوردارند.
دقیقا همین‌طور است. دانشگاه‌های اروپا در تداوم حوزه‌های علمیه قرون وسط هستند. ولی دقیقا من به همین دلیل گفتم اگر كه دانشكده علوم اجتماعی تعطیل شود، آب از آب تكان نمی‌خورد. به این دلیل كه این دانشكده نه‌تنها در گسست از فرهنگ و دانش اسلامی – ایرانی، كه در بی‌خبری از آنچه در تاسیس جامعه‌شناسی در غرب رخ داده بود، تاسیس شده و در تداوم هیچ‌چیز نبوده و نیست. آگوست كنت كه در جزیره جداگانه از فرهنگ و علوم غربی، مبدع جامعه‌شناسی نشد كه ما بخواهیم بدون پایه داشتن در هیچ ماتریال تمدنی هم تاسیس كنیم و هم تبیین. مصیبت مضاعف آنكه تولد جامعه‌شناسی در ایران با ایدئولوژی مصادف شد، چندان كه نمی‌توان فرق آنها را فهمید. اگر بخواهیم انضمامی صحبت كنیم، دانشكده حقوق و علوم سیاسی در تاریخ جدید ایران زمین، جایگاه قابل قبول‌تری نسبت به دانشكده علوم اجتماعی دارد.
نه. من اینگونه نمی‌بینم. ما با مساله‌ای به‌عنوان مدرنیته روبه‌رو هستیم. در نسبت با این مساله، تمامی رشته‌های علمی ما با این وضعیت كه شما شرح دادید، مواجه هستند. هیچ رشته علمی‌ای نیست كه در ایران تاسیس شده باشد. ما بالاخره قبول كردیم كه این علوم را از غرب دریافت كنیم. در این پروسه، جامعه‌شناسی، علمی جداگانه از دیگر علوم نیست. در نتیجه درمورد هر علمی می‌توان این سوال را پرسید كه چه نسبتی با فرهنگ و تمدن ما دارد.
اما دانش فلسفه در ایران یا اندیشه سیاسی، وضعیت بهتری دارد.
نه! اصلا اینطور نیست. با اینكه فلسفه در درون حوزه‌های علمیه ما رواج داشته و سابقه‌ دارد، ولی وضعیتش همانند دیگر علوم است. نكته دیگر كه شما نباید از یاد ببرید این است كه فلسفه بحث و گفت‌وگو است، راه‌حل نیست. آنجایی كه به راه‌حل و راهكار عملی خواهیم رسید، در جامعه‌شناسی است.
چون كه فلسفه وظیفه توضیح جهان را دارد و نه تغییر جهان را.
بله. من هم همین را می‌گویم. آنجا كه قرار است تغییری به وجود آید، از قلمروی فلسفه خارج می‌شویم و به جامعه‌شناسی می‌رسیم. اما این را قبول دارم كه فلسفه بیشتر در سنت ما وجود داشته است. اما این دلیل نمی‌شود كه بگوییم وضع فلسفه نسبت به جامعه‌شناسی بهتر است. اما از انصاف نباید گذشت و باید گفت جامعه‌شناسی در ۳۰ سال اخیر رشد خوبی در ایران داشته است. در جامعه‌شناسی بیشتر از فرانسه و آمریكا كه دیگر كشورهایی نداریم كه در جامعه‌شناسی بتوانند حرف جدی بزنند. با این وضعیت فكر می‌كنم كه وضع ما چندان بد نیست.

منبع: farheekhtegan.ir

 ارسال در جمعه 29 مهر 1390 نويسنده : جواد    نظرات (0)

  تاريخ ارسال خبر : يكشنبه 31 ارديبهشت 1391  | تعداد بازديد :172   |   ارسال نظر (0)


آخرين اخبار پايگاه

افت منابع آبی باعث از بين رفتن دام‌هاي شهرستان شده است
پیش‌بینی برداشت بیش از 1200 کیلوگرم كلزا در هر هکتار از مزارع شهرستان
تنها راه مقابله با فرهنگ بيگانه، ترويج معارف قرآنی است
شهدای انقلاب اسلامی موجب خیر و برکت نظام هستند
اخبار کوتاه
وزارت نيرو ۴ هزار نفر را در سال جاري استخدام مي کند
مهمترين ويژگي رييس مجلس بايد تعامل با دولت و اقتدار باشد
نماينده مردم خواف و رشتخوار در مجلس:پيشرفت فيزيکي کنارگذر رشتخوار لاک‎پشتي است
حضور رئيس جمهور و هيئت دولت در خراسان رضوي برکت آفرين است
مسوولان و دولت در حد مقدورات به مردم وعده دهند

تلنگر/صدا و سیمای خراسان رضوی/تلنگر این هفته
تلنگر/تلنگر/خراسان رضوی/بخش خبر/تلنگر این هفته