سيستم مديريت محتواي راش
سيستم افزايش آمار هوشمند مجيك
شبكه آموزش پارسيان
سایت تفریحی سرگرمی دل بده
.::سایت سپاه امام رضا(ع)::.
رشتخوار نیوز
بانک خبر رشتخوار
نجات آب در بخش کشاورزی
پیش بینی آب و هوای شهرستان
شهر خبر
درگاه ملی خدمات الکترونیکی
فتح آباد خبر
آپلود فايل و سنتر پارسي
فروشگاه اینترنتی صبا پیک
وبسايت سيد علي حسين زاده
سايت كاراته رشتخوار
آسمانی ها
وبلاگ شخصی محمود ذباح
هند آباد خبر
دلدار68
کلبه شیشه ای
تایر پاسارگاد رشتخوار
وبلاگ مصطفي محمدپور(تاريخي)
پارس نام
خاف شریف
خواف آی تی
.::پایگاه اطلاع رسانی شورای اسلامی شهرستان رشتخوار::.
دامین رایگان
خبرهای سایت
اخبار ( 681 )
تحليل اخبار رسانه ها ( 9 )
درمورد رشتخوار
گالری تصاویر ( 17 )
آشنایی بیشتر با شهرستان ( 9 )
شخصيتها برجسته ( 1 )
گفت گو با همشهری ( 3 )
برداشت آزاد ( 2 )
فرهنگی اجتماعی
مذهبی ( 24 )
مناسبت ها ( 15 )
فرهنگی ( 8 )
گوناگون
گوناگون ( 16 )
سخن مدیران ( 4 )
انتخابات ( 7 )
تبلیغات ( 2 )
محمدقربانیان بجستانی : صبای بجستان برئپوزشد درصورت لزوم تبادل لینک
جواد : امیدوارم مسئولین هرزگاهی به این سایت سر بزنند
تا از بعضی از مشکلات شهرستان آگاه شوند.
ولی افسوز که مسئولین یکی از بازدیدکنند گان پر بازدید ترین سای
حسن : با سلام و تبریک سال نو من که فکر میکردم بیت المقدس رو دارن می سازن و الانم که تقریبا کار به پایان رسیده دیگه مطمئن شده بودم که حدسم درست دراومده تا
جواد : باسلام خیلی عالی بود. تبریک میگم همچنین سال جدید را مجدد به دوستان و بازدیدکنندگان تبریک میگم امیدوار سالی سرشار از موفقیت داشته باشید. التماس دوع
رضا : سلام تا حالا دقت نکرده بودم الان میبینم هیچ جالب نیست.
فتح آباد خبر : ضمن تبریک سال نو به همه همشهریان عزیز
فقط بودجه 50 میلیونی رو شهردار محترم حروم کرده حال بماند که شباهتی هم به اون دو مکان نداره
اگه شباهتیهم داشت زیا
محسن : شباهتی مشاهده نمیشه ولی مطمئن هستم که یه چیزای هست که فقط طراح و خود شهردار میدونه جای تاسف داره که با پنجاه ملیون همچین نماد مسخره ای ساختند. :( :(
خواف آی تی...الیاس باكفایت : سلام دوست من..وبلاگت قشنگه معلومه خیلی براش زحمت کشیدی.به خنواف آی تی هم سربزن.منتظر نظراتت هستم
پابه پای خواف آی تی بروز شوید..باتشکر مدیر خواف آی ت
خواف آي تي...الياس باكفايت : سلام جواد جان..خواف آي تي هستم.مرس� از اينكه بهم سرميزني...واسه اينكه نظراتو كلي ارسال كردم نوشته بودم وبلاگت قشنگي وگرنه قبول دارم كه سايتت از جديدتر
هم استاني : با سلام واحترام
هم استاني عزيز بدليل ماهيت و نحوه عملكرد و به جهت پيگيري بهتر امورات منطقه آدرس وبلاگ تربت سيتي از torbatcity.blogfa.com به آدرس htt
کاهش 50 درصدي سطح کشت خربزه رشتخوار در سال جاري
اشتغال روستاها در راستاي احياي سنتي روستاها باشد
حضور جمعی از مسئولان شهرستان رشتخوار در صحن مجلس
تعمیق باورهای دینی در مناطق روستایی از آثار توسعه خانههای عالم است
امام جمعه رشتخوار گفت: امروز تمام حرکتهاي آزاديبخش دنيا نشان ميدهد که استکبار و عوامل آنها محکوم به شکست هستند و صهيونيسم نيز بايد از صحنه روزگار محو شود.
امام جمعه رشتخوار: 99 درصد مردم سومالي شیعه هستند/ قحطي در سومالي نشانه دخالت استکبار جهاني است
زد و بندهاي سياسي و درگيريهاي نفساني عامل ضعف در خدمترساني به مردم است
بيداري اسلامي، ناشي از روح عزت، اسلامخواهي و استكبارستيزي امامخميني(ره) است
علت کندی اینترنت در ایران
تصاویر زیبای طبیعت رشتخوار
-
پشتیبانی : دل بده
طراحی : جواد رحيم زاده
كاربر مهمان خوش آمديد!
كد لوگوي سايت
شهرستان رشتخوار
عجایب هفتگانه اسلامی عکس(1351 بازديد)
نماز شب(1205 بازديد)
......... یک حدیث فیس بوکی برای ایرانی ها(1176 بازديد)
ظرافت كار خبرنگاران باید درک شود(1136 بازديد)
............ شب قدر(1120 بازديد)
پایگاه اینترنتی حضرت اباالفضل العباس (ع) افتتاح شد.
دوستان علاقه مند جهت فعالیت در این پایگاه معنوی به جمع ما بپیوندید
و در پایگاه عضو شوید.
آدرس: http://yaabas.ir
غلامعباس توسلی در ۱ خرداد ۱۳۱۴ در
رشتخوار و در خانوادهای از طبقه متوسط متولد شد.
پدرش ملااحمد توسلی را در یازدهسالگی از دست داد.
وی از سن شش سالگی وارد مكتبخانه شد و آموختن قرآن و فارسی را تا فراگیری
آثار سعدی، حافظ، عربی را در حد نصاب، جامعالمقدمات و صمدیه ادامه داد. پس
از فوت پدر وارد مدارس جدید شد و مستقیما در كلاس چهارم ابتدایی دبستان
طغرایی رشتخوار پذیرفته شد و بعد نیز در دبیرستان قطبالدین حیدر در تربت
حیدریه تحصیلات خود را ادامه داد. او با گذراندن امتحان ورودی وارد
دانشسرای عالی تهران شد. وی همزمان در سه رشته زبان فرانسه، ادبیات و
فلسفه قبول شد. اما چون در كنكور زبان و ادبیات فرانسه اول شده بود
بالاجبار در آن رشته مشغول تحصیل شد. اما همزمان با ورود او به این رشته،
جایگاه زبان فرانسه متزلزل شد و او نیز مطالعه انگلیسی را در كنار فرانسه
آغاز كرد. در دوره كارشناسی دانشسرای عالی نیز حائز رتبه اول شد و علاوه بر
دریافت مدال فرهنگ با پایه دبیری به استخدام همان مؤسسه درآمد. از هم
دورهها و دوستان این دوره توسلی، محمدعلی رجایی، باقر پرهام و داور
شیخاوندی را میتوان نام برد و علی شریعتی و حسن حبیبی نیز با او هم دوره
بودند. او با استفاده از امتیاز شاگردان رتبه اول و پس از یكسال تدریس در
دانشسرای عالی تهران به اروپا اعزام شد و تحصیلات خود را در دانشگاه پاریس
ادامه داد و در آنجا تصمیم گرفت جامعهشناسی بخواند. در آن زمان در فرانسه
جامعهشناسی به تازگی از فلسفه جدا شده بود و اساتید بنامی در دانشگاههای
آنجا مشغول تحصیل بودند. عنوان رساله اصلی او «جامعه سنتی ایران از دید
اروپاییان: مقایسه دیدگاه انگلیسیها و فرانسویان» و رساله فرعی «صنایع
دستی ایران و جنبههای روانشناسی اجتماعی آن» بود. رساله اصلی با كمك مالی
مركز تحقیقات علمی فرانسه قبل از دفاع به چاپ رسید. توسلی در تابستان ۱۳۴۵
به ایران بازگشت و تدریس خود را با سمت استادیاری از سر گرفت. وی علاوه بر
تدریس در دانشسرا از همان آغاز ورود در بخش مطالعات شهری موسسه مطالعات و
تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران نیز به تحقیق پرداخت و در مطالعات اقتصادی و
جامعهشناختی و طرحهای جامع شهری ازجمله طرح جامع تهران كه از سوی سازمان
برنامه به موسسه واگذار شده بود و طرح جامع شیراز كه با همكاری دانشكده
هنرهای زیبای دانشگاه تهران انجام میپذیرفت و همچنین طرحهای جامع اراك و
همدان و چند شهر دیگر شركت داشت و به صورت مستقل آنها را سرپرستی و تدوین
میكرد. وی در آن دوره همچنین سرپرستی طرح ارزشیابی سواد توأم با حرفه را
كه در اصفهان و دزفول بهطور آزمایشی از سوی یونسكو و سازمان برنامه وارد
تجربه عمل شده بود، برای ارزیابی و بازسازی در موسسه به عهده داشت. نتیجه
این تحقیقات و مطالعات علاوهبر گزارشهای علمی، پیشنهادهایی عملی برای
چگونگی توسعه و رشد شهرها در آینده بود. توسلی سپس به درخواست دانشگاه ملی
ایران، رشته جامعهشناسی را در دانشكده ادبیات آن دانشگاه پایهگذاری و
برنامهریزی كرد و به تدریس برخی دروس در آنجا پرداخت. در سال ۱۳۵۰ از
دانشسرای عالی به دانشگاه تهران منتقل شد و یكسال بعد به دانشیاری ارتقا
یافت. وی یك سال بعد از آن به سمت مدیرگروه جامعهشناسی انتخاب شد. در سال
۱۳۶۴ مجددا بهعنوان مدیرگروه جامعهشناسی دانشگاه تهران انتخاب و یك سال
بعد نیز به سمت ریاست دانشكده منصوب شد. او همچنین در ایجاد دوره دكتری در
دانشگاههای تهران، تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی نقش بسزایی بر عهده
داشته است. با وی درمورد جامعهشناسی در ایران گفتوگو كردهایم.
شما بعد از مرحوم دكتر صدیقی به نوعی میتوان گفت كه متولی جامعهشناسی در
ایران بودهاید. این رشته را در چندین دانشگاه راهاندازی كردهاید و خلاصه
حق آب و گل دارید.
من از سال ۱۳۳۸ تا به امروز با جامعهشناسی در ایران زندگی كردهام. از سال
۱۳۴۵ تا ۱۳۸۶ نیز در دانشگاه تهران مشغول تدریس و تحقیق بودهام. وقتی من
وارد دانشگاه شدم و قبل از اینكه «دانشكده علوم اجتماعی» در سال ۱۳۵۰ تشكیل
شود، گروه جامعهشناسی در «دانشكده ادبیات و علوم انسانی» به محصلین مدرك
لیسانس میداد و در مرتبه عالیتر «موسسه تحقیقات اجتماعی» مدرك فوقلیسانس
اعطا میكرد. آن زمان از مدرك دكتری نیز خبری نبود. ما همه از فرانسه
دكتری گرفته بودیم. اما همانطور كه گفتم در سال ۱۳۵۰ از ادغام گروه
«جامعهشناسی دانشكده ادبیات و علوم انسانی»، «موسسه تحقیقات اجتماعی» و
همچنین «موسسه مطالعات و تحقیقات تعاونی»؛ «دانشكده علوم اجتماعی» در
دانشگاه تهران تاسیس شد كه مدرك دكتری نیز به محصلین اعطا میكرد. یك سال
پس از تاسیس دانشكده علوم اجتماعی، یعنی در سال ۱۳۵۱، دكتر صدیقی بازنشسته
شد و من به جای ایشان بهعنوان مدیرگروه دانشكده انتخاب شدم. تا سال ۱۳۵۷
مدیرگروه بودم و بعد از انقلاب در كنار كارهای تدریس و تحقیق، كارهای
اجرایی نیز داشتم تا اینكه در سال ۱۳۶۵ به سمت رئیس دانشكده علوم اجتماعی
دانشگاه تهران انتخاب و در سال ۱۳۸۶ با رتبه استادی بازنشسته شدم اما
همچنان با جامعهشناسی زندگی میكنم.
اگر موافق باشید به جامعهشناسی در ایران بپردازیم. شما از زمان تاسیس
دانشكده علوم اجتماعی، عضو هیات علمی آن بودید. دكتریتان را نیز در فرانسه
گذراندید. در وهله اول میخواستم بدانم كه تفاوت جامعهشناسی آكادمیك در
ایران و فرانسه چه بود؟
ببینید! دامنه این بحث بسیار گسترده است و به مسائل تئوریك و روششناسانه
و... باز میگردد. آنچه میتوانم بگویم این است كه اروپائیان علوم را بسیار
پیشتر از ما كشف كردند و به كار گرفتند. اروپائیان مطالعات زیادی روی
اهالی آفریقا و استرالیا و آلاسكا انجام دادند. ما خیلی دیر این كار را
شروع كردیم. ما یك دوره قبل از انقلاب اسلامی را در ایران داریم كه
پایههای جامعهشناسی گذاشته میشود. اما با یك ركود مواجه شد. دانشكده
علوم اجتماعی نیز چندان به دنبال پژوهش نرفت. البته این آفت تمام علوم در
ایران است كه جنبه آموزشی آن بر جنبه پژوهشی آن غلبه دارد.
فكر نمیكنید كه جامعهشناسان در ایران بیش از حد به مباحث نظری
پرداختهاند و به هیچوجه مطالعات پژوهشی در زمینههای اجتماعی جامعه ایران
را جدی نگرفته اند؟
البته هر علمی دارای جنبه نظری است و اصولا بدون نظریه نمیتوان كاری از
پیش برد. شما علم اقتصاد را نیز كه یكی از علوم اجتماعی است در نظر
بیاورید، به همین گونه است.
منظورم این است كه جامعهشناسان در ایران به خود مشغول هستند. در یك نگاه
كلی میتوان این نكته را دریافت كه جامعهشناسان بیشتر مشغول نوشتن مقالات
نظری و راهنمایی پایاننامه و امور داخلی دانشكده هستند. از این جهت ما
نمیتوانیم سهم زیادی را برای جامعهشناسی در میان علوم انسانی قائل باشیم.
اگر قائل به امری به نام جامعه باشیم، جامعهشناسی در ایران هیچ كوشش و
نتیجهای برای شناخت آن به دست نداده و بیشتر وقت خود را مصروف خواندن از
روی دست غربیها كرده است. شما با این مطلب موافق هستید؟
ببینید! تمام این مقالات و پایاننامهها كه در خلاء انجام نمیگیرد. اینها
دوباره به جامعهشناسی باز میگردد. اگر همان مقالات نظری كه شما
میگویید، پرسش و تئوری داشته باشد، یك كار علمی است كه اگر درست انجام
بگیرد میتواند جواب سوالات را بدهد. در ضمن در علوم اجتماعی نباید عجله
كرد. در ایران البته بیشتر معلم جامعهشناسی تربیت شده است تا جامعهشناس.
نگاه حكومتی هم كه وجود داشته این بوده است كه علوم طبیعی بودجه میخواهد و
علوم اجتماعی نیازی به بودجه پژوهشی به آن صورت ندارد، در حالیكه این تصور
نیز اشتباه است. همه این عوامل را باید در نظر گرفت. بالاخره جامعهشناسی
جوانترین رشته علوم انسانی است.
مسائلی كه شما ذكر كردید درست است ولی به نظر میرسد كه در جامعهشناسی
اوضاع بحرانیتر از این توجیهات باشد. برخی از همكاران شما در آخرین جلسه
انجمن جامعهشناسی بر آن بودند كه كسانی كه وارد هیات علمی دانشكده علوم
اجتماعی میشوند، جایگاه خود را نمیشناسند و یا دانشجویانی كه جامعهشناسی
را انتخاب میكنند، هیچ آگاهیای به آن ندارند. اینها همه نشان میدهد كه
تاكنون كار اساسی در...
اگر بخواهید اینگونه بگویید در همه رشتهها این مسائل وجود دارد.
خیر اینگونه نیست! كسی كه دغدغه هستی و وجود دارد، فلسفه میخواند. كسی كه
اجتماع مدنی و سیاسی برایش اهمیت داشته باشد، اندیشه سیاسی میخواند. كسی
كه میخواهد به اسرار بدن انسان آگاهی یابد، پزشكی میخواند. اما چه كسی و
چرا باید جامعهشناسی بخواند؟ آقای دكتر قبول بفرمائید كه در ایران این
حدود مشخص نیست و جامعهشناسان مسوول هستند.
من قبول ندارم. به نظر من خیلی پیچیدهتر از این حرفهاست. من خودم دو سال
در فرانسه سر كلاس جامعهشناسی میرفتم، ولی نمیدانستم كه جامعهشناسی
دقیقا چیست. علم جامعهشناسی در همهجا پیچیده است. چه فرانسه و چه در
ایران...
چرا پیچیده است؟
چون زندگی اجتماعی پیچیده است. انسان موجود سادهای نیست كه بتوان به سادگی
آن را شناخت و درباره آن حكم كرد. انسان و زندگی اجتماعیاش پیچیدهتر از
این حرفهاست.
خیلی جالب است آقای دكتر! این حرفها را كه ناقدان جامعهشناسی میزنند.
شاید اینطور باشد، ولی من از منظر حكومتی در كشور خودمان میگویم. همه
سیاستمداران انتظار این را دارند كه جامعهشناسان پاسخ همه مسائل اجتماعی
را بدهند. در حالیكه جامعهشناسی محدودیتهای مخصوص به خودش را دارد.
نمیشود كه انتظار داشت هر مشكلی در كشور ایجاد شد، جامعهشناسی برای رفع
آن پاسخ داشته باشد. یك مملكت زنده دارای جوش و خروش ۷۰ میلیونی، با این
جمعیت شهرنشین و با این تغییر و تحولات عظیم را نمیتوان به سادگی فهمید.
آقای دكتر! وقتی من میگویم جامعهشناسی در ایران ناموفق بوده است، سخنم
ناظر بر اتخاذ یك دیدگاه مستقل در بیرون جامعهشناسی است. اصلا بگذارید
درون پارادایم خود جامعهشناسی با شما صحبت كنم. یعنی میپذیریم كه
جامعهشناسی یك علم است و توان دادن قوانینی برای اداره یك جامعه را دارد.
تا اینجا را كه قبول دارید. حالا فرامرز رفیعپور میآید و میگوید كه در
غرب جامعهشناسی برای حل مشكل جامعه آمده و در ایران برای ایجاد یك رشته در
دانشگاه. این صراحت واقعا جای تاسف دارد.
اینها كه از هم جدا نیست. تا یك هارواردی وجود نداشته باشد كه یك
جامعهشناسی آمریكایی به وجود نمیآید. باید دانشگاه وجود داشته باشد تا
بتوان جامعهشناسی را تبیین و مشكلات جامعه را بررسی كرد. البته اینكه
جامعهشناسی در دانشگاه به این وضعیت افتاده، به گمان من در اثر اشتباه
دولت است. دولت میخواهد در نبود وضعیت اشتغال، جوانان را راهی دانشگاه
كند. طبیعی است كه بسیاری به سمت علوم اجتماعی میآیند و در اینجا نیز جز
آموزش چیز دیگری وجود ندارد. استادان تا میتوانند كلاس میگیرند و باقی
ساعتهای آزادشان نیز به صورت حقالتدریس فعالیت میكنند تا زندگیشان را
بچرخانند. كسی به فكر مقاله و تحقیق نیست. پس دوباره به همین وضعیت گرفتار
میشویم كه شما میگویید. كار به جایی رسیده كه اگر درس بدهید، میتوانید
زندگی خود را اداره كنید. اگر درس ندهید در اداره كردن زندگی خود
درمیمانید. با تحقیق و پژوهش كه نمیشود الان زندگی كرد. اینها مستلزم یك
دیدگاه صحیح و مهمتر از آن بودجه كافی است كه همانطور كه پیشتر گفتم در
علوم اجتماعی مهیا نیست. پس با این امكانات نباید توقع زیادی از
جامعهشناسی در ایران داشت. همیشه باید نسبت به امكانات، انتظار برداشت
علمی داشت. از سوی دیگر یك جامعهشناسی كامل كه بتواند جواب همه مسائل در
یك كشور توسعه نیافته را بدهد، اصلا وجود ندارد.
اینگونه كه ما متوجه نمیشویم بالاخره جامعهشناسی در ایران چیست و چه كرده
است و یا اینكه چه باید بكند؟ اما به قول ملاصدرا هر چیزی را میتوان از
نقیض آن نیز شناخت! من اینگونه بحث را ادامه میدهم كه اگر همین فردا
دانشكده علوم اجتماعی تعطیل شود، به جز بیكاری اساتید چه مسالهای پیش
میآید و چه خلایی ممكن است اتفاق افتد؟
یك لطمه دویست ساله به كشور وارد میشود. این همه كار و تحقیقاتی كه انجام
گرفته است، بینتیجه میماند و ما دچار ضرر میشویم. این همه سرمایهگذاری
كه شده را نمیتوان نادیده گرفت. این كتابخانه مجهز را چگونه میتوان گفت
باید تعطیل شود. بالاخره من خودم عضو هیات علمی همین دانشكده بودهام، ۲۰
كتاب نوشتم، كلی سخنرانی و مصاحبه داشتهام، حتی برای نشریات عامهپسند
مقاله نوشتهام، سفر رفتهام. اینها را كه نمیتوان نادیده گرفت و گفت اثری
نداشته است. قطعا به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم دارای اثر بوده است. اصلا
همین دشمنیهایی كه با جامعهشناسی میشود، شما یقین داشته باشید به این
سبب است كه تاثیرگذار بوده و كارگر افتاده است. مفهوم جامعه مدنی را در نظر
آورید. اینها در جامعهشناسی كار و تبیین شد. حال چطور روی این همه تجربه و
گذشته چشم بربندیم و بگوییم دانشكده را باید بست. همین دانشگاههایی كه در
اروپا وجود دارد نظیر سوربن و آكسفورد، سابقه در قرن ۱۱ میلادی دارند و از
چنین پشتوانهای برخوردارند.
دقیقا همینطور است. دانشگاههای اروپا در تداوم حوزههای علمیه قرون وسط
هستند. ولی دقیقا من به همین دلیل گفتم اگر كه دانشكده علوم اجتماعی تعطیل
شود، آب از آب تكان نمیخورد. به این دلیل كه این دانشكده نهتنها در گسست
از فرهنگ و دانش اسلامی – ایرانی، كه در بیخبری از آنچه در تاسیس
جامعهشناسی در غرب رخ داده بود، تاسیس شده و در تداوم هیچچیز نبوده و
نیست. آگوست كنت كه در جزیره جداگانه از فرهنگ و علوم غربی، مبدع
جامعهشناسی نشد كه ما بخواهیم بدون پایه داشتن در هیچ ماتریال تمدنی هم
تاسیس كنیم و هم تبیین. مصیبت مضاعف آنكه تولد جامعهشناسی در ایران با
ایدئولوژی مصادف شد، چندان كه نمیتوان فرق آنها را فهمید. اگر بخواهیم
انضمامی صحبت كنیم، دانشكده حقوق و علوم سیاسی در تاریخ جدید ایران زمین،
جایگاه قابل قبولتری نسبت به دانشكده علوم اجتماعی دارد.
نه. من اینگونه نمیبینم. ما با مسالهای بهعنوان مدرنیته روبهرو هستیم.
در نسبت با این مساله، تمامی رشتههای علمی ما با این وضعیت كه شما شرح
دادید، مواجه هستند. هیچ رشته علمیای نیست كه در ایران تاسیس شده باشد. ما
بالاخره قبول كردیم كه این علوم را از غرب دریافت كنیم. در این پروسه،
جامعهشناسی، علمی جداگانه از دیگر علوم نیست. در نتیجه درمورد هر علمی
میتوان این سوال را پرسید كه چه نسبتی با فرهنگ و تمدن ما دارد.
اما دانش فلسفه در ایران یا اندیشه سیاسی، وضعیت بهتری دارد.
نه! اصلا اینطور نیست. با اینكه فلسفه در درون حوزههای علمیه ما رواج
داشته و سابقه دارد، ولی وضعیتش همانند دیگر علوم است. نكته دیگر كه شما
نباید از یاد ببرید این است كه فلسفه بحث و گفتوگو است، راهحل نیست.
آنجایی كه به راهحل و راهكار عملی خواهیم رسید، در جامعهشناسی است.
چون كه فلسفه وظیفه توضیح جهان را دارد و نه تغییر جهان را.
بله. من هم همین را میگویم. آنجا كه قرار است تغییری به وجود آید، از
قلمروی فلسفه خارج میشویم و به جامعهشناسی میرسیم. اما این را قبول دارم
كه فلسفه بیشتر در سنت ما وجود داشته است. اما این دلیل نمیشود كه بگوییم
وضع فلسفه نسبت به جامعهشناسی بهتر است. اما از انصاف نباید گذشت و باید
گفت جامعهشناسی در ۳۰ سال اخیر رشد خوبی در ایران داشته است. در
جامعهشناسی بیشتر از فرانسه و آمریكا كه دیگر كشورهایی نداریم كه در
جامعهشناسی بتوانند حرف جدی بزنند. با این وضعیت فكر میكنم كه وضع ما
چندان بد نیست.
منبع: farheekhtegan.ir
افت منابع آبی باعث از بين رفتن دامهاي شهرستان شده است
پیشبینی برداشت بیش از 1200 کیلوگرم كلزا در هر هکتار از مزارع شهرستان
تنها راه مقابله با فرهنگ بيگانه، ترويج معارف قرآنی است
شهدای انقلاب اسلامی موجب خیر و برکت نظام هستند
اخبار کوتاه
وزارت نيرو ۴ هزار نفر را در سال جاري استخدام مي کند
مهمترين ويژگي رييس مجلس بايد تعامل با دولت و اقتدار باشد
نماينده مردم خواف و رشتخوار در مجلس:پيشرفت فيزيکي کنارگذر رشتخوار لاکپشتي است
حضور رئيس جمهور و هيئت دولت در خراسان رضوي برکت آفرين است
مسوولان و دولت در حد مقدورات به مردم وعده دهند
|
|








اطلاعات سايت:
كاربران:







نويسنده : جواد